ترکیب عکس
شاید پراستفادهترین دستور که مورد قبول همه است، قاعده ساده سه یک باشد. در منظر دوربین (چه ال.سی.دی مدرن و چه چشمی قدیمی) دو خط عمودی و دو خط افقی فرضی بکشید با فاصلههای متساوی، طوری که صفحه منظر به نه مستطیل تقسیم شود. میگویند چشم بیننده اول به چهار نقطه تلاقی این خطها جلب میشود و بعد به خود خطها
سوژه را روی این نقاط تقاطع بگذارید اگر نقطه یا نزدیک به دایره است، و روی خطها اگر کشیده است. حتی خط افق، حد فاصل آسمان با زمین، خوب است روی خطهای سه یک واقع شود. اگر آسمان قشنگ است و سوژه اصلی، افق را یک سوم از پایین بگذارید و اگر نه یک سوم از بالا
عکاسان حرفهای گذاشتن سوژه اصلی در وسط کادر را ذنب لایغفر میدانند و حتی اصطلاحی برای آن دارند: مرکز بیجان(1)! این گناه به خصوص در تصویر صورت نابخشودنیتر است، صورت را قدری به یکی از دو طرف حرکت دهید و از مرکز بیجان دور کنید. حتی در صورت امکان از دستور سه یک پیروی کنید. همین جا بد نیست توضیح دهم، ما آماتورها معمولمان شده فقط تصویر درشت از صورت را پرتره میدانیم، در تعریف عکاسی حرفهای، پرتره تصویر انسان است، تمام قد یا نیمه یا صورت، فرق نمیکند. و باز همین جا باید اضافه کنم، در پرترههای نیمه، بدن را از مفصلها قطع نکنید، عکس خندهدار یا دست کم زشت میشود. برای مثال، خط پایین کادر را روی زانو نگذارید، یا خط عمودی راست یا چپ کادر را روی آرنج نبرید
زمینه را ساده و تا حد امکان تک رنگ انتخاب کنید. بسیار دیدهاید عکسی فوقالعاده زیبا و به یاد ماندنی از نزدیکان، که بر سر سوژه شاخه درخت سبز شده، در حالی که میتوانستید با کمی دقت موقع ترکیب عکس، درخت زمینه را با کمی جا به جایی از پشت سوژه به جای دیگر انتقال دهید. امروز روز با روشنخانههای(2) جورواجور، فاجعه نیست این، با یک کلون(3) ساده در فتوشاپ مثلا، ختم به خیر میشود داستان. ولی ترکیب صحیح عکس آسانتر و کم هزینهتر است. باز اصطلاحی دیگر: عکاس باشیان مدرن، در قیاس با اصطلاح قدیمی تاریکخانه در عکاسی با فیلم، به برنامههای اصلاح عکس دیجیتالی میگویند روشنخانه
اگر دوربینتان زوم اپتیکی دارد (کدام دوربین ندارد امروز؟) چندان به سوژه نچسبید، به خصوص در پرتره، و به خصوص در تصویر درشت صورت، سوژه احساس خوبی نخواهد داشت و ناخودآگاه به نظرش میرسد کار خیلی جدی است و گارد میگیرد. در عوض قدری فاصله بگیرید از سوژه و زوم کنید روی صورت. هرگز از سوژه نخواهید با گفتن هلو یا چیز لبخندی بی نمک نشان دهد، بگذارید آزاد و راحت باشد و شما لحظه درست را شکار کنید. سعی کنید سوژه اصلی کاملا مشخص باشد، تمرکز فوکس را روی آن یا او بگذارید. اختلاف نظر هست بین عکاسان در مورد نقطه فوکس در پرتره درشت صورت، ولی نظر غالب چشم است، چشم باید نقطه تمرکز فوکس باشد تا در عکس کاملا شفاف و واضح نشان دهد
تصویر را با سوژه پر کنید. در عکسهای گل وپرتره از صورت این دستور حساستر است. نترسید که قدری از سوژه در کادر نباشد. در پرتره درشت از صورت به راحتی میتوانید نصف بیشتر پیشانی را از بالا بزنید و با بردن سوژه از مرکز بیجان به کنار، گوش را هم حذف کنید، نمایی بسیار زیباتر و گرمتر خواهید گرفت. در عکاسی از گل، زاویه دید از بالا (معادل پلان در نقشه) را فراموش کنید. زاویه از کنار گل را امتحان کنید و همزمان احتراز از مرکز بیجان و محو کردن زمینه (با دیافراگم بزرگ) را در نظر داشته باشید
دستور آخر هم میتواند بسیار مؤثر باشد در روح دادن به عکس و گرم کردن آن. دور و اطراف سوژه را بررسی کنید و ببینید میتوانید یک قاب برای سوژه پیدا کنید. این قاب میتواند مثل تصویر بالا دو شاخه یک درخت باشد، یا پنجرهای که سوژه پشت آن است. بدیهی است این از معدود مواردی است که سوژه دوم جلوی سوژه اصلی قرار میگیرد، یعنی بین دوربین و سوژه. بسته به اهمیت، زیبایی، و رنگ قاب میتوانید آن را خارج از عمق میدان ببرید تا محو شود یا در میدان وضوح قرارش دهید (با دیافراگم کوچک) تا واضح یا نیمه شفاف باشد
(1) dead centre
(2) lightroom
(3) clone
مطالب مرتبط
نوردهی
دیافراگم و شاتر
0 نظر
ارسال یک نظر
خانه