Friday, May 16, 2008

ارکستر سنفونیک ونکوور

شب دهم فوریه 2008 بود که برامل تاوی، مدیر هنری و رهبر ارکستر سنفونیک ونکوور، همراه با جیمز انس، نوازنده ویولن، گرمی بهترین اجرای ساز سولو همراه با ارکستر را دریافت کرد، برای آلبومی از کنسرتوهای باربر، کورنگولد و والتون برای ویولن و ارکستر. این جایزه با جونوی(1) سال 2008 در رشته آلبوم کلاسیک سال تکمیل شد
مایسترو برامل تاوی، متولد یازدهم ژوئیه 1953 در انگلستان، موسیقی را در دانشگاه لندن و آکادمی سلطنتی موسیقی تحصیل کرد، در رشته آهنگسازی و پیانو نوازی. ساز دومش هم توبا بود. در سال 1989 به مدیری هنری ارکستر سنفونیک وینیپگ انتخاب شد که تا 2001 دوام داشت. در سپتامبر 2000 رسما مدیر هنری ارکستر سنفونیک ونکوور شد و در این عنوان بسیار موفق نشان داد. همزمان، در سالهای 2002 تا 2006 مدیری هنری فیلارمونیک لوکزامبورگ را هم بر عهده داشت
از سال 2004 که سری کنسرتهای تابستانی فیلارمونیک نیویورک شروع شد، سرپرست و رهبر این برنامه‌ها بوده و دو بار هم به عنوان رهبر مهمان این ارکستر نامدار را هدایت کرده است. دو دکترای افتخاری از دانشگاههای وینیپگ و مانیتوبا از افتخارات حرفه‌ای برامل تاوی است. او جونوی 2003 را در رشته تصنیف کلاسیک سال هم در پورتفوی حرفه‌ای خود دارد
جیمز انس، ویولن نواز جوان کانادایی در بیست وهفتم ژانویه 1976 در استان مانیتوبا متولد شد. فراگیری ویولن را در پنج سالگی زیر نظر پدر آغاز کرد که معلم موسیقی و ترومپت نواز بود. از آن زمان جوایزی بی‌شمار برده و افتخاراتی کسب کرده که یکی از آنها جایزه جونوی 2002 برای بهترین آلبوم کلاسیک سال است. در ژانویه 2002 هم در فستیوال کلاسیک کان فرانسه عنوان بهترین هنرمند جوان سال را کسب کرد
انس در 1997 فارغ‌التحصیل مدرسه جولیارد است. او بیشتر با یک استرادیواری مارسیک 1715 می‌نوازد که به کلکسیون فولتون تعلق دارد. انس در 1995 ضبط خوبی از کاپریسهای پاگانینی ارائه داد و ضبط 2007 او از کنسرتوی الگار با تحسین نقادان روبه‌رو بوده است. او جونوی سال 2007 را هم در همین رشته آلبوم کلاسیک سال برای ضبط کنسرتوهای موتزارت ربود
ارکستر سنفونیک ونکوور در سال 1919 اولین بار تولد یافت. از بهترین ارکسترهای سنفونیک امریکای شمالی است، ولی از نظر بودجه با ده میلیون دلار، در رده سوم کاناداست. سالانه 250000 نفر در 150 کنسرت این ارکستر حضور می‌یابند. تالار ارفه در مرکز شهر ونکوور سالن اختصاصی ارکستر است
ویدیویی کوتاه از ارکستر سنفونیک ونکوور ببینید به رهبری مایسترو برامل تاوی در تالار زیبای ارفه
video
ویدیوی تجاری آلبوم جدید دوبل سی‌دی جیمز انس را در اجرای کنسرتوهای بروخ ببینید
video
توضیح (1) جایزه جونو معادل گرمی است در کانادا

Tuesday, May 13, 2008

لطف‌الله مجد

ویدیویی کوتاه دیدم از نوازندگی زنده یاد لطف‌الله مجد، سی سال عقب رفتم... وقتی که یک صفحه سی وسه دور از تار مجد داشتم، دوستش داشتم. به گمانم از معدود تکنوازیهای سنتی بود که بارها گوش داده بودم. نرم بود، لطیف بود، جریان داشت، بدون خودنماییهای ویرتوئوز گونه، بدون جفتکهای بد صدا به تعبیر زنده یاد منوچهر خان همایونپور. شیرین نوازتر از مجد نبوده، به اتفاق نظر موسیقی‌دانان و موسیقی‌دوستان، اتفاق نظری که کمتر حاصل می‌شود
لطف‌الله مجد در سال 1296 در شاهی متولد شد. شش ساله بود که صدای تار پسرعمو بر جانش چنگ انداخت. دیری نگذشت که شروع کرد به نواختن بدون معلم، فقط با گوش دادن به صفحه‌های اجراهای بزرگان. در سال 1316 که دبیرستان را تمام کرد، راهی تهران شد و مشغول به کارمندی. راه آهن، وزارت دارایی و وزارت اقتصاد به تناوب محل کارش بودند بعد از آن. همزمان به مجالست با موسیقی‌دانان تهران پرداخت و بعد از چند برنامه خصوصی آوازه‌اش پر شد در شهر. در بیست وشش سالگی تشکیل خانواده داد. آشنایی با مهدی خالدی و حسین تهرانی درهای تالار فرهنگ را به رویش گشود. برنامه‌هایی هم در کافه شهرداری اجرا کرد
در سال 1323 به دعوت خالقی به ارکستر انجمن موسیقی ملی پیوست و با این ارکستر کنسرتهایی در شهرستانها برگذار کرد. سالی بعد از آن، همکاریش با رادیو تهران هم شروع شد و آنجا با پرویز خطیبی و سایر هنرمندان تاتر آشنا شد. وقتی که در سال 1334 برنامه گلها با تلاش داوود پیرنیا شروع به کار کرد، مجد هم به آن راه یافت و تعدادی تکنوازی و چند برنامه با ارکستر یا ساز و آواز همراه ضبط کرد. نوارهایی هم ازو مانده که با بنان، پرویز یاحقی، رضا ورزنده و حسین تهرانی نواخته است
بعد از مدتی کوتاه انتقال به رادیو زاهدان به دعوت اسماعیل نواب صفا، به تهران بازگشت و باز هم به کارمندی در اداره‌ها ادامه داد. در سال 1348 دوران طولانی مبارزه‌اش با انواع بیماری، از جمله سرطان مثانه، شروع شد. در این اوان دو سه صفحه سی وسه دور به همت شرکت آهنگ روز ضبط کرد. در جشن هنر شیراز هم خوش درخشید
در سال 1354 بیماری روحی فرزندش همایون او را در هم شکست. همه برنامه‌های نوازندگیش قطع شد و تلاش پزشکان بی‌حاصل ماند. خالی از لطف نیست که یک بار هم علی عبده، مدیر باشگاه پرسپولیس مخارج معالجات او را در فرانسه تقبل کرد، فقط در برابر تصنیف سرودی برای باشگاه. سرانجام در دی ماه 1357 در صف بنزینی در جاده قدیم شمیران سکته کرد و رفت
از سبک نواختن مجد بسیار گفته‌اند، بیشتر این که ریزهایش تند ولی نرم و لطیف بود و صدای سازش وقتی دست راست را میان دو کاسه می‌برد و با سیمهای سفید و زرد بازی می‌کرد منحصر به فرد بود. اعتقاد داشت گرفتن مضراب با سه انگشت بهتر است، زیرا مضرابهای چپ فقط با شست و سبابه خوب مهار نمی‌شود. اما آنچه نظر بیننده بی تخصص را جلب می‌کرد، استفاده او از انگشت کوچک بود. کمتر دیده شده تارنوازان از انگشت کوچک در انگشت گذاری استفاده کنند و بیشتر این انگشت زیر دسته تاب می‌خورد
نواب صفا برایش سروده بود
گوش كن از مجد و از مضراب مجد / تا كه گردى غرقه درياى وجد
زخمه‏هاى ساز او سوز دل است / پنجه او دست‏آموز دل است
تار او بازى كند با پود ما / نالد او از عشق دردآلود ما
زهره در حيرت زبانگ چنگ او / چرخ در رقص آيد از آهنگ او
نغمه ‏پردازد اگر در ماهتاب / هر نوايش مى‏برد از ماه تاب
مجد ما باشد سراپا شوق و شور / چشم بد از دست شيرينش به دور
چار مضرابش چو رگبار بهار / خرمى بخشد به دلهاى نگار
گه نوازد نرم و گاهی پرخروش / تا سرانگشتش فتد در جنب وجوش
همچو تک مضرابهایش نیست نیست / هیچ تاری هم‌نوازش نیست نیست

ویدیوی کذایی را ببینید، چطور آتش به جان زد
video
منبع: وبلاگ تحریر

Monday, April 28, 2008

کارل بوم

نسل پیشین رهبرهای فوق عادی، در دهه آخر سده قبل پایان یافت به باورم. از این عده که با انگشتان دو دست می‌توان شمردشان، ارنست آنسرمه (ارکستر سوئیس رومان) چند دهه زودتر در سال 1969 ترک دنیا گفته بود، ولی هنوز صفحه‌هایش دست به دست می‌گشت، و برنارد هایتینگ (ارکستر آمستردام) در 79 سالگی هنوز حیات دارد، و بر دوام باد حیاتش که تنها بازمانده آن نسل است. الباقی آن بزرگان، به ترتیب خروج از صحنه، کارل بوم (فیلارمونیک وین) در سال 1981 رفت از دنیا، یوجین اورماندی (ارکستر فیلادلفیا) در 1985، اویگن(1) یوخوم در 1987، هربرت فون کارایان (فیلارمونیک برلن) در 1989، و لئونارد برنشتاین (فیلارمونیک نیویورک) در 1990 یکی بعد از دیگری به اندوه کشاندند دنیای هنر را. از کارایان و برنشتاین زیاد نوشته‌اند و نوشته‌ام. دیگران مورد بی‌مهری بوده‌اند اما. به خصوص بوم که وقتی صحبت از موتزارت بود بی‌رقیب بود. سنفونیهای موتزارت و اپراهایش بر صفحه‌های دویچه گرامافون با فیلارمونیک وین و گاه برلن زیر باتون بوم اسباب بازیهای طلایی پشت ویترین بودند برای موسیقی دوستان

باری، کارل لئوپولد بوم در بیست وهشتم اوت 1894 در گراتز شهری در اتریش متولد شد. بعد از تحصیل ابتدایی و متوسط به مدرسه حقوق رفت و بعد با درجه دکتری فارغ شد از تحصیل. چندی پس از آن وارد کنسرواتوار گراتز شد و به فراگیری موسیقی رو آورد. در سال 1921 برونو والتر او را در اپرای ایالتی باواریا به خدمت گرفت. قبل از آن که به سال 1934 سرپرست اپرای درسدن شود در جانشینی فریتز بوش، مدتی را هم به عنوان رهبری جوان در دارمشتاد و هامبورگ سر کرد. سرانجام در 1943 در اپرای ایالتی وین منصبی یافت و به زودی ارتقا یافت به مدیری موسیقی آنجا

حقوق به کلی فراموش شد. بعد از جنگ دوم، مشاغل هنری بوم با موفقیت گسترش یافت. در همین اوان با فیلارمونیک وین و فستیوال سالزبورگ اشتهاری مضاعف یافت و همزمان با بایروت همکاری کرد تا تریستان و ایزولد و حلقه (به طور کامل) ضبط شود. بعد از هدایت ارکستر سنفونیک لندن در فستیوال سال 1973 سالزبورگ، عنوان مدیر این ارکستر را دریافت کرد که تا آخر عمر با او بود

از باارزش‌ترین خدمات هنری بوم زنده کردن اپراهای دوست و همکارش ریشارد اشتراس بود با اجراهای کم نظیر آنها در حوالی 1938، از جمله اجرای معروفش از دافنه. اما، آنچه نام کارل بوم را جاودانه کرد اجراهای بی‌نقصش است از سنفونیها و اپراهای موتزارت، و سعادت بشر است که اکثر این آثار ضبط شده و باقی مانده برای نسلهای آینده. جدا از سلیقه شخصی که تفاوت دارد در افراد، گفته شده اجراهای بوم از سنفونیهای موتزارت از نظر ریتم و سرعت درست‌ترین هستند

بوم در زندگی هنری به افتخارات بی‌شمار دست یافت. از جمله، عنوان مدیر کل موسیقی اتریش که در سال 1964 دریافت کرد. ده سال بعد در جشنهای هشتادمین سالگرد تولدش مورد تکریم و تحسین کل جهان واقع شد و دوست و همکارش هربرت فون کارایان ساعتی به او هبه کرد برای ثبت واقعه میلادش

کارل بوم در چهاردهم اوت 1981 در سالزبورگ درگذشت. از او فرزند پسری باقی است، کارلهاینز بوم، که بازیگر سینماست و برای ایفای نقش امپراتور فرانز یوزف در فیلم سی‌سی و بعد نقش یاکوب گریم در فیلم سال 1962 متروگلدین مایر، دنیای باشکوه برادران گریم شهرت دارد

ویدیویی ببینید از موومان اول ژوپیتر، سنفونی نمره 41 موتزارت با اجرای فیلارمونیک وین به رهبری کارل بوم
video
توضیح (1) اسمهای اورماندی و یوخوم یکسان است، ولی اولی که امریکایی است یوجین خوانده می‌شود و دومی که آلمانی است اویگن تقریبا بر وزن مرشد

Monday, April 07, 2008

ثمین باغچه‌بان

دو روزی مانده بود به برنامه آن سوفی موتر و هم تولد صدسالگی کارایان، از آن روزهایی که قند در دل آب می‌شود برای اتفاقهای خوبی که نزدیک است. افسوس، خواندن خبر فوت ثمین باغچه‌بان سایه انداخت بر آن شادکامی؛ و بعد غصه مضاعف شد، با درگذشت چارلتون هستون، که نسل من با افسانه‌های ال‌سید و بن هورش قد کشید... مگر می‌شود شادی بی اندوه، پیش یا پس از آن
نسل بعد از من اما، با "رنگین کمون" باغچه‌بان بزرگ شد، من هم دخترم را با این نغمه‌های بی‌نظیر بزرگ کردم، بهانه بود هرچند، خودم بیشتر آنها را گوش می‌دادم و لذت می‌بردم از ترانه‌هایی که همه نور بود و شادی. ادبیات کودکان را می‌گویند سهل ممتنع است. موسیقی کودکان هم چنین است. ببینید چطور می‌توان با پنج شش میزان ملودی شاهکاری ساخت که تا اینجا یک ونیم نسل وامدارش باشد

در مجله موسیقی گفت وگوی هارمونیک می‌توانید چند ترانه از این آلبوم را بشنوید

Saturday, April 05, 2008

موتر باز از بتهوون گفت

هربرت فون کارایان صد ساله شد، نه جسمش، که جانش
انتظار یک ساله به آخر رسید آخر... دیشب به همین مناسبت آن سوفی موتر همراه با ارکستر سنفونیک ونکوور به رهبری برامل تاوی کنسرتوی بتهوون را اجرا کرد، در تالار ارفه شهرمان. وقتی که با تشویقهای قطع نشدنی قطعه‌ای ازو تقاضا شد اضافه بر برنامه، ساراباند از پارتیتای دوم باخ را نرم و لطیف نواخت، ولی پیش از آن حدیث گفت از آن که در سیزده سالگی کارایان به جهان موسیقی معرفی کرده بودش، پس اجرای ساراباند را به اوستاد تقدیم کرد. طرفه آن که استاد تاوی هم اجرای آنکور را به نظاره نشست
نمی‌خواهم و نمی‌توانم نقد کنم نوازندگی آن سوفی را، که مرد میدان می‌طلبد چنین جسارتی. فقط در حد معرفت من آن است که تمرین کافی نداشتند گویا ارکستر و سولیست، چندین و چند بار از ریتم انداختند کار را. یادم آمد که سی و چند سال پیش ارکستر تهران با مشکوة، نیم لحظه از هنریک شرینگ پس افتاد در اجرای همین کنسرتو، شرینگ زلفی بالا انداخت با حرکت سر، و اصلاح کرد داستان را، نه خانی آمد، نه خانی رفت. باری، دو کلام هم اضافه کنم، گذر زمان به روشنی در کنترل آورده بود آرشه‌های ضخیم آن سوفی را، هیچ نشانی نبود از اسفورتزاندوهای بد صدای آرشه‌اش به خصوص بر سیمهای بم، چنان که در ویدیوی انتهای این نوشته می‌توانید ببینید و بشنوید. صداهای آهسته هم، خوب می‌شد حس کرد، از فورته‌های بی‌دلیل و نا بجای دوران نوجوانی متمایزش می‌کرد. سازش را هم بگویم، نمی‌دانم کدام بود از دو استرادیواری که دارد، صدایی باور نکردنی داشت، هرگز چنین صدای قشنگی از هیچ ویولن و ویولن‌زن نشنیده بودم
از ظرایف این برنامه، یکی آن که لباس آن سوفی همان بود که در عکسهای معروفش به تن دارد، زرد رنگ با حاشیه‌هایی روی سینه و پای دامن. دیگر آن که بر خلاف میمیک دژم و عبوس چهره‌اش بر صحنه، وقتی برای امضای یادگاری به سالن آمد بعد از برنامه، بسیار سرشاد نشان داد، با انگلیسی لهجه‌دار ولی صحیحش با هر نفر فراخور زمان خوش و بشی می‌کرد، و وقتی نفر جلویی من کیسه‌ای شکلات تقدیمش کرد و توضیح داد که کارخانه شکلات سازی دارد، آن سوفی کودکانه قهقهه زد و گفت که عاشق شکلات است. شبی فراموش نشدنی بود
ویدیویی ببینید از موومان سوم کنسرتوی بتهوون با اجرای موتر و رهبری کارایان
video

Tuesday, April 01, 2008

یانی

یانیس کریسومالیس، آهنگساز و کیبورد نواز یونانی در نوامبر 1954 در کالاماتا متولد شد. در نوجوانی به موسیقی رو آورد و بدون دانستن نت و بی معلم، خود آموخت نوازندگی را
یانیس در هجده سالگی جلای وطن کرد و به ایالات متحد رفت تا ادامه تحصیل دهد. اما بعد از دریافت دانشنامه روانشناسی از دانشگاه مینه‌سوتا یکسره به موسیقی پرداخت و نام یانی بر خود نهاد. بعد از چندی نواختن کیبورد در گروههای محلی راک، خود گروهی کوچک ترتیب داد و با همین باند دو بار در 1992 و 1993 نامزد دریافت گرمی شد
اما آنچه موفقیت و شهرت جهانی برای یانی به ارمغان آورد برنامه زنده‌اش در سپتامبر 1993 بود در آکروپولیس یونان. ویدیوی این کنسرت از نظر میزان فروش در رده دوم جهانی قرار دارد! این برنامه در تاتر دوهزار ساله هرودزآتیکوس در آتن برگذار شد و در آن یک ارکستر کوچک سنفونیک به رهبری شرداد روحانی گروه راک یانی را همراهی کرد. در این برنامه ویولنیستی اعجوبه، کارن بریگز هم به دنیای موسیقی معرفی شد. ویدیوی کنسرت بالغ بر هفت میلیون نسخه فروش داشته، ولی تخمین زده ‌شده، فقط در سال اول، نیم میلیارد نفر در 65 کشور این برنامه را دیده‌ باشند
در سال 1997 یانی در زمره معدودی موسیقیدان قرار گرفت که اجازه یافته‌اند در تاج محل در هندوستان برنامه اجرا کنند. بعد از آن کنسرتهای موفق او در چین و انگلستان و سایر کشورها ادامه یافت
در ماه مه سال 2004 هیئت امنای دانشگاه مینه‌سوتا دکترای افتخاری علوم انسانی به یانی اهدا کرد
قسمتی از کنسرت آکروپولیس را ببینید که در آن دوئوی شرداد روحانی و کارن بریگز با ویولنهاشان دوئل می‌کنند

video

Saturday, March 29, 2008

شوشا گوپی

شوشا، خواننده ترانه‌های محلی، در هفتاد و دو سالگی در بهار نو درگذشت

شمسی عصار، فرزند آیة‌الله‌العظمی سید محمد کاظم عصار، استاد فلسفه دانشگاه تهران، در سال 1314 در تهران متولد شد. در هفده سالگی به پاریس رفت تا در رشته فلسفه تحصیل کند. همان جا فراگیری خوانندگی را هم جدی گرفت. در سال 1961 با نیکولاس گوپی ازدواج کرد و با او به لندن رفت. همان جا آلبومی بسیار زیبا تهیه کرد از ترانه‌های محلی با همراهی یک فلوت (نوازنده فرنگی) و یک تمبک

ترانه‌های این آلبوم را اینجا می‌توانید بشنوید

Online dictionary at www.Answers.com
Concise information in one click

Tell me about: