پنجشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۸۸

پروفسور سایرس فروغ

دو سه سال پیش در مطلبی در مورد سایرس یا علی فروغ نوشته بودم که چقدر این هنرمند را دوست دارم و چطور سی وچند سال است بت هنری من است. افسوس دیشب این بت شکست

هفته‌ای پیش بود، دوستی در فیس بوک ویدیویی پست کرد از کنسرتوی هیندمیت با تکنوازی فروغ و با همراهی ارکستر سنفونیک تهران که در ژانویه 1978 (دی 1356) در تالار رودکی ضبط شده... با عشقی که به فروغ داشتم و علاقه‌ای که به ارکستر سنفونیک تهران و فرهاد مشکوة دارم (و خوانندگان این وبلاگ به یاد دارند چه جدلها داشته‌ام بر سر این عشق و علاقه) اول با حسی نوستالژیک خوشحال شدم، خوشحال وافی نیست به مقصود، حال عجیبی پیدا کردم. بعد یادم افتاد که من در آن کنسرت بودم، نه آن، همه کنسرتهای دو هفته یک بار ارکستر سنفونیک تهران، بی استثنا. یادم آمد که میکروفونی بالای سر نوازندگان نبود، به ظاهر امکان ضبطی با این کیفیت خوب فراهم نبود آن زمان. شک کردم مبادا کسی با قصدی خاص این ویدیو را در یوتیوب گذاشته، بی اذن و اطلاع فروغ. از دوست جوانی که آن را در فیس بوک گذاشته بود پرسیدم، بی اطلاع بود، او هم از من خواست اگر خبری گرفتم به او بگویم

با سابقه تماس با فروغ و متنی که در مورد اویستراخ برایم نوشته بود، متنی با ای-میل برای پروفسور فرستادم با این مضمون

سایرس گرامی

تازگی دیده‌ام ویدیویی از شما (یا ادعا شده از شما) در فیس بوک و یوتیوب پخش شده که در آن کنسرتوی هیندمیت را در سال 1356 با ارکستر سنفونیک تهران اجرا کرده‌اید، به رهبری هنرمند مهمان، زدنک کوشلر

من در آن کنسرت حضور داشتم و به روشنی به یاد دارم میکروفونی بالای صحنه و نوازندگان نبود، و تا جایی که من می‌دانم آن زمان کنسرتها را ضبط نمی‌کردند

لذاست که خواستم تایید کنید که در این کلیپ واقعا شما (و ارکستر سنفونیک تهران) نواخته‌اید

سپاسگزار خواهم بود از پاسخ شما، چرا که دوستان زیادی در فیس بوک این را از من پرسیده‌اند

با تشکر
فاریا

پاسخ شتاب زده‌ای که ساعتی بعد دریافت کردم و هنوز از حیرت آن بیرون نشده‌ام این بود

آقای پیربازاری

شما محق هستید که سوال کنید، ولی حق ندارید توهین کنید. با بیان عبارت "ادعا شده از شما" و این که "کنسرت ضبط نشد" دارید من را به شیادی متهم می‌کنید

باید بگویم اتهامات شما نادانی و گستاخی و بی‌احترامی شما را نشان می‌دهد. با تاسف باید بگویم این رفتار کاملا تیپ ایرانی و خاورمیانه‌ای است

درست می‌گویید که میکروفونی مقابل من یا ارکستر نبود، با این حال بسیاری از کنسرتها، اگر نگوییم همه آنها، ضبط می‌شد. برنامه من بی اجازه من ضبط شد، چنان که تصور می‌کنم همه کنسرتها بی اطلاع نوازندگان ضبط می‌شد. بعد از دومین برنامه در جریان ضبط آن قرار گرفتم و بلافاصله اظهار داشتم "ولی میکروفونی جلوی من نبود." پاسخ دادند "نگران نباش. ما کارمان را بلدیم، سازت شنیده می‌شد." در نهایت پدرم نوارها را مطالبه کرد و تالار رودکی هر دو برنامه را در اختیارم گذاشت که هنوز دارم و یکی از شاگردانم در دانشگاه در یوتیوب پستش کرد

دو میکروفون در دو طرف صحنه بالای دیوارها یا روده‌ها (تصور می‌کنم ستونها مقصود استاد بوده) به طور دائم نصب شده بود. این دو به طرف سن و سالن خم شده بودند تا هم صدای اجرا را دریافت کنند و هم صداهای سالن را. این روشی است که اجراها ضبط می‌شدند. اگر شما آنجا بودید باید اجرا را تشخیص می‌دادید، چنان که بسیاری افراد تشخیص داده‌اند و در تماس با من گفته‌اند که آنجا بوده‌اند و برنامه را خوب به خاطر دارند. بر خلاف شما و دوستان منفی باف شما، این افراد مشتمل بر چند تن از نوازندگان ارکستر، با من تماس گرفته‌اند و برای پست کردن ویدیو و تجدید خاطراتشان تشکر کرده‌اند

من قویا توصیه می‌کنم که شما و دوستانتان به جای این نظرهای مخرب و ناهوشمندانه، و سوالهای منفی بافانه، با غرور تعریف کنید از همه موسیقی‌دانانی که آن شب در اجرا دخیل بودند، بیشترشان ایرانی، و امکاناتی که آن زمان وجود داشت و دیگر نیست

سایرس فروغ
رئیس بخش زهی و پروفسور ویولن
دانشگاه کارنگی ملون
پروفسور مهمان پاییز 2009 مدرسه موسیقی ایستمن

تصور می‌کنم اصل قضیه را که سوء‌تفاهم از کجا ناشی شده خواننده خود دریافته: در کنار ویدیوی پست شده در یوتیوب هیچ معلوم نیست که آن را شاگرد پروفسور به خواست ایشان گذاشته، پس نمی‌تواند جعلی باشد. طبیعی است که من هم از علوم غیبی بهره‌ای ندارم. تشخیص نوازنده از صدای ساز هم در حد گوش آماتور بنده نیست، سهل است، فقط گوشی نابغه، از قبیل گوش موتزارت می‌تواند تشخیص دهد که ویولن را هایفتز زده یا اویستراخ مثلا. همین قدر هم فقط در مورد نوازنده‌های صاحب سبک مقدور است، نه هر نوازنده‌ای. باری، از اصل داستان می‌گذرم با نیت سوء‌تفاهم، هر چند اعتقاد دارم چندان هوشمندی نمی‌خواست فهمیدن نگرانی و حسن نیت من از لابه‌لای سطرهای ای-میل

اما برسم به آنجا که بتی را شکسته دیدم با افسوس و اندوه. نمی‌دانم مشکل چه بوده دیشب که انسانی به ظاهر متین چنین بی‌ادبانه و با اطاله پاسخ دو کلمه سوال را داده است. کافی بود گفته شود که بله، اجرا از من است و با آن دو میکروفون کذا ضبط شده، که خود استاد هم از آن بی خبر بوده. جناب استاد که بارها بر صحنه تالار رودکی درخشیده آن دو میکروفون را تا آخرین کنسرت سنه 56 ندیده و از مسؤولان ضبط تالار پرسیده چطور ضبط کرده‌اند، ولی من باید آنها را می‌دیدم، شگفتا

گیرم که من بدکار بوده‌ام در ارسال این ای-میل، گستاخ بوده‌ام، نادان بوده‌ام و منفی باف، این که پروفسور همه بدرفتاری من را به دوستانم تسری می‌دهند چه نام دارد؟ کاش به دوستانم ختم می‌شد این تسری هوشمندانه و حتی نبوغ آمیز. ظاهرا حد یقف ندارد پرده دری استاد، که رفتارم را تیپیکال ایرانی دانسته‌اند! خود پروفسور کجای این طیف قرار می‌گیرند؟ ایرانی نیستند ایشان؟ این سان بی‌ادبانه خطاب کردن دیگران تیپیکال کجاست؟ کاش می‌دانستم. شاید علت همین است که با رفتن به فرنگ اسمها عوض می‌شود، و علی می‌شود سایرس مثلا، تا تبری جسته شود از بدرفتاری تیپ ایرانی

در انتهای مطلب حکم می‌فرمایند که نوازندگان ایرانی آن اجرا در آن شب تحسین و تعریف شوند. پی بردن به اغتشاش ذهنی پروفسور نبوغی چندان نمی‌خواهد. دو دقیقه قبل ایرانی را گستاخ و نادان خوانده‌‌اند استاد، چطور باید نادانان را تحسین کرد

خیلی سعی کرده‌ام از دیشب که بتم را حفظ کنم و ببخشایم بر استاد این سوء‌تعبیر را. نمی‌شود. مگر این که یکی، فقط یکی از خوانندگانم تایید کند که واقعا از ای-میلم اتهام به شیادی استنباط می‌شود و حق با حضرت استاد است. این متن را برای پروفسور هم می‌فرستم، اگر هنوز بتوانند فارسی بخوانند

11 نظر

Anonymous اردوان نوشته

آقای مهندس، کاش این مطلب را منتشر نمیکردید. بی شک آن شب بخصوص استاد فروغ مشکلی داشته، جوابیه ایشان طبیعی نیست. به خود استاد گفتید که راهی برای دانستن اینکه ایشان یا نماینده ی ایشان کلیپ را گذاشته نیست؟ امید دارم استاد جوابی داشته باشند.

۲۴ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۱۱:۳۴  
Anonymous حمید معماریان نوشته

استاد، همیشه در کلاس میگفتید اگر راه نجاتی برای انسان باشد در دست هنرمند است... حالا با اینگونه هنرمندان چکار باید کرد. بر خلاف نظر دوستم اردوان خوب کردید این را مطرح کردید، باید همه بشناسند این آقا را با منش تیپیکال بربری و حسابش را از بقیه جدا کنند. ممنونمیم از شما.

۲۴ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۱۲:۲۳  
Anonymous ناشناس نوشته

این پروفسور دو تا کلیپ جدید با ارکسترهای این ور دنیا و با ضبط حرفه ای ندارد که توی وبش و یوتوب قرار دهد؟ اگر اویستراخ سر از خاک بردارد به این شازده چه میگوید؟!

۲۴ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۱۲:۳۲  
Anonymous Pouria نوشته

چه بگویم فاریا جان. واقعاً متاسفم.

۲۵ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۰:۴۹  
Anonymous سعید ایرانی نوشته

دو سه سال پیش که نوشته ی شما را در مورد علی فروغ خواندم بابت ایرانی بودن این آقا به خود بالیدم و عکس اش را که دیدم فکر کردم چه ایرانی برازنده ای! افسوس... قدیمی ها میگفتند روی ظاهر آدم ها قضاوت نکنید، یک چیزی میفهمیدند.

۲۵ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۱۰:۳۲  
Anonymous Razmik نوشته

در وبسایت فروغ دیدم که هر چه در سابقه گشته فقط توانسته هفت رهبر را نام ببرد که با او کار کرده اند، جالب این که سه نفرشان ایرانی هستند: فرهاد مشکات، الکساندر رهبری، و لوریس چکناوریان، دو نفرشان هم با ارکسترهای ایرانی در تهران با ایشان همکاری داشته اند: زدنک کوشلر (ارکستر سنفونیک) و رودلف بارشای (ارکستر مجلسی). مطلوب است تعیین پرتقال فروش! با شناختی که از شما و عشق عجیبتان به اویستراخ دارم بنظرم میرسد فقط بخاطر شاگردی اویستراخ بود که فروغ را دوست میداشتید، اگر نه افتخار خاصی جز کار آکادمیک از او ندیده ایم.

۲۵ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۱۲:۱۱  
Anonymous فرهاد نوشته

یاد جوک قدیمی افتادم که طرف رفت تو مغازه گفت کفش مشکی بندی دارید، گفتند نه، رفت به مغازه بعدی گفت شما چطور!.. آقای فروغ نه چندان گرامی هم در ذهنش داشته که من این ویدیو را پست کرده ام، با سوال شما جوش آورده که چرا نمی فهمید که کار خودش است! اینها همه به کنار، این همه ناسزا چرا گفته؟ اگر یک ایرانی یا خاور میانه ای این قدر بد اخلاق و هتاک بود یک چیزی، از امریکایی دولوکس عجیب است واقعا.

۲۶ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۱۹:۴۲  
Anonymous Fariba نوشته

واقعا آدم افسوس میخورد... هنرمند که اینهمه تندخو و بددهن باشد وای به بقیه. یعنی این آقا یک لحظه فکر نکرده که چطور باید فهمید لیتل تروپر که ویدیو را اینجا گذاشته شاگرد من است؟! چطور استاد دانشگاه با اینهمه سابقه در جواب دادن سوال میتواند اینطور تند و بیفکر باشد؟ افسوس.

۲۷ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۹:۱۲  
Anonymous ساجده نوشته

وای که از "دیوارها و روده ها" مردم از خنده. اینهمه عنوان رئیس و پروفسور و ده تا تیتر و لقب دیگر، بعد از ششصد سال اقامت در آمریکا املای کلمه "ستون" را نمیداند و آنرا "روده" مینویسد! شما هم که در این نوع شیطنت استادید ها! وای محشر بود.

۲۷ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۹:۲۱  
Blogger Mostafa نوشته

فاریای عزیز،
من مدتی است که به خاطر مشغلهٔ زیاد وبلاگ‌های مورد علاقه‌ام (و از جمله وبلاگ شما) را نخوانده‌ام و البته مطالب نخوانده در گوگل ریدر محفوظ است.
این از بهانهٔ دیر پاسخ دادن به فراخوان‌تان در این پست.
اما در مورد پاسخ این آقا، نکته‌های منفی‌اش متأسفانه یکی دو تا نیست. همین که به رفتار شما برچسب‌های نژادپرستانه زده‌است، به تنهایی برای تخطئهٔ
ایشان کافی است.
در نامهٔ شما هم هیچ نکتهٔ نامطبوعی ندیدم، خصوصاً که سابقهٔ مکاتبه با این آقا را داشته‌اید.
بتتان را با خیال راحت بشکنید. اصلاً به نظر من آدم‌های بزرگ نرم‌تر از آنند که بت بشوند و شکستنی.

۲۹ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۱:۰۳  
Anonymous سجاد نوشته

بسیار متاسف شدم از دیدن این مطلب... هرچند با توجه به سابقه ای که از جناب علی فروغ و پدر بزرگوارشان میشناسم، هر دو بسیار بزرگمنش و فروتن هستند. قطعا این پاسخ نازیبا دلیلی به جز سوتفاهم نمیتواند داشته باشد، شاید چند نفر پیش از این با سوء نيّت این سئوال را مطرح کرده بودند و در ادامه آنها سئوال شما موجب چنین سوء برداشتی شده است.
خواهش میکنم با سرعت تصمیم نگیرید، چون سوابق اخلاقی این خانواده چنین نبوده است.

۳۰ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.، ساعت ۳:۵۴  

ارسال یک نظر

خانه

Online dictionary at www.Answers.com
Concise information in one click

Tell me about: