سولیست

استیو لوپز ستون نویس لوس انجلس تایمز است. در جست وجوی سوژه برای داستانش به ناتانیل ایرز برمیخورد، در پارکی زیر تندیس بتهوون مینوازد، ویولنی را که تنها دو سیم دارد. در تحقیقات بعدی میفهمد که ناتانیل محصل ویولنسل بوده در مدرسه جولیارد، در حوادثی دچار اسکیزوفرنی شده و به خیابان خوابی رو آورده، با همه مختصات کلاسیک بیخانمانی در امریکای شمالی
ناتانیل شیفته بتهوون است. فیلمساز این دلدادگی را با تاکید بر سنفونی سوم نشانه میزند، به تناوب موومان اول و موومان دوم (مارش عزاداری) در سراسر فیلم شنیده میشود. یکی از خوانندگان روزنامه، ویلنسل سالها بلااستفاده ماندهاش را به ناتانیل اهدا میکند. استیو با تهیه یک آپارتمان ارزان تلاش میکند او را به زندگی باز گرداند. از ویولنسل نواز اول فیلارمونیک لوس انجلس کمک میگیرد، نتهای شش سوئیت باخ را برای ناتانیل تهیه میکنند. بتهوون بتهوون است، قابل درک است، ولی شاید اگر یوهان سباستین نبود، بتهوون بهتوون نمیشد... با این شرح و تفسیر سعی میکنند ناتانیل را به تمرین سوئیتها مایل کنند. اما باز در انتهای فیلم اجرای فیلارمونیک لوس انجلس از اروئیکا تصویر میشود، با رهبری اساپکا سالونن
ناتانیل ایرز را جیمی فاکس بازی میکند، همان که دو سال پیش اسکار بهترین بازیگر نقش اول را برای ایفای نقش ری چارلز برد. آرشه را خوب به دست میگیرد، ولی انگشت گذاری بسیار ضعیفی نشان میدهد، پیداست هیچ تعلیم ندیده. نقش استیو لوپز را رابرت دانی بر عهده دارد، و کارگردان جو رایت است، سازنده نسخه جدید غرور و تعصب و نامزد اسکار برای کفاره
معرفی کوتاه فیلم را ببینید
1 نظر
har bar mikhanametan havas mikonam yek sazi ro shoroo konam...
payandeh bashid o pirooz
ارسال یک نظر
خانه