یکشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۷

داوید اویستراخ

در تاریخ موسیقی کمتر زاده شده نوازنده‌ای که تکنیکی داشته باشد در بالاترین حد قابل تصور، هم‌زمان زیبا بنوازد، نرم، مخملی، گوش نواز، آن طور که موسیقی باید باشد. داوید اویستراخ از این استثناها بود، هست. بخت یار بوده، کارهای ضبط شده زیاد از او به یادگار مانده، شاید نه با بهترین کیفیت امروزی، قطعا نیمی از آنها مونوفونیک. بی‌شمارند آثاری از آهنگسازان سرشناس سده پیشین که به اویستراخ اهدا شده‌اند، کنسرتوهای خاچاتوریان و شوستاکوویچ نفیس‌ترینشان

داوید فیودورویچ اویستراخ در آخرین روز سپتامبر 1908 دیده بر جهان گشود، در شهر اودسا از امپراتوری روسیه، در خانواده‌ای از بازرگانان کلیمی. تعلیم رسمی داوید در پنج سالگی شروع شد، با فراگیری جدی ویولن و ویولا در محضر پیوتر استولیارسکی، اولین و تنها معلمش، همو که ناتان میلستاین را هم پرورد در مکتبش. در واقع اولین کنسرت رسمی داوید در شش سالگی، همراهی با میلستاین بود که از تحصیل در کنسرواتوار اودسا فارغ می‌شد. بعدها اویستراخ هم به این کنسرواتوار راه یافت و از 1923 تا چهار سال آنجا تحصیل کرد. در کنسرت فارغ‌التحصیلی شاکن از پارتیتای دوم باخ را نواخت، همراه با تریل ابلیس از تارتینی و کنسرتوی ر ماژور پروکوفیف. یک سال بعد در شهر کیف کنسرتوی گلازونف را با رهبری خود آهنگساز اجرا کرد و چنان موفق که بلافاصله رقعه دعوتی دریافت کرد برای اجرای کنسرتوی چایکوفسکی در شهر لنینگراد با ارکستر فیلارمونیک این شهر

سال 1927 بود که اویستراخ به مسکو نقل مکان کرد تا در آنجا نخستین رسیتالش را برگذارد و بعد با تامارا روتاورا آشنا شود که نوازنده پیانو بود. یک سال بعد این دو ازدواج کردند. تنها فرزندشان ایگور، که بعدها پا جای پای پدر گذاشت، در 1931 متولد شد. در اجراهای ضبط شده اویستراخ، هرگاه نیاز به ویولن دوم بود مثل دوبل کنسرتوی باخ، پدر و پسر همراهند، و آن گاه که ویولن و ویولا با همند مثل سینفونیا کنچرتانته از موتزارت، داوید ویولا را به دست می‌گیرد و پارت ویولن را به ایگور می‌سپارد

از سال 1934 به تدریس در کنسرواتوار مسکو مشغول شد و تنها پنج سال طول کشید تا به عنوان استاد (پروفسور) نائل شد. بسیاری از بزرگان نسل بعدی ویولن در همین دوره شاگرد او بودند، گیدون کرمر، علی فروغ، و ایگور اویستراخ مشهورترین آنانند

آنچه اویستراخ را به شهرت جهانی رساند موفقیت در کنکورها و مسابقه‌های بین‌المللی بود. مسابقه سال 1935 اتحاد جماهیر شوروی را که فتح کرد به ورشو رفت تا کنکور ویولن هنریک وینیافسکی را هم ببرد، نشد، اعجوبه‌ای شانزده ساله، دخترکی ژانت نوو نام این بخت را از او گرفت! اویستراخ دوم شد. دو سال بعد اما، مسابقات اوژن یسایی را در بروکسل فتح کرد. در داخل شوروی هم در 1942 جایزه استالین را برد، در سال 1953 عنوان هنرمند خلق اتحاد شوروی به او تفویض شد و در 1960 جایزه لنین را هم به دست آورد

جنگ دوم جهانگیر از راه رسید. در دوران جنگ بود که نخستین اجرای جهانی کنسرتوی خاچاتوریان را به صحنه برد و متعاقب آن دو سونات از دوستش پروکوفیف را اجرا کرد. سالهای پایانی جنگ، دوستی نزدیک اویستراخ و شوستاکوویچ را همراه داشت که پر برکت بود، به تصنیف دو کنسرتو و یک سونات گران‌بها انجامید، تقدیمی از آهنگساز نامدار به تکنواز برجسته

شکوفایی روز به روز اویستراخ در دوره‌ای کوتاه دچار وقفه شد. اتحاد جماهیر شوروی خروج اتباع را ممنوع کرد برای "محافظت از خلق". اویستراخ دیگر نتوانست بیرون رود از کشور، ولی خوب، به کار تدریس در کنسرواتوار مسکو ادامه داد. بعد هم که نازیهای آلمانی حمله بردند به شوروی، به خط مقدم رفت و با شجاعت تمام برای سربازان نواخت. شجاعتی که بیشتر خرجش کرد در زمستان 1942 که در تالاری در مرکز شهر استالینگراد کنسرتوی چایکوفسکی را می‌زد، آلمانیها تمام شهر را یکسره بمباران کردند، نواختن را قطع نکرد و تا آخر ادامه داد. آن شب سهمگین بعدا به نبرد استالینگراد معروف شد

بعد از خاتمه جنگ، اویستراخ باز اجازه یافت تا به خارج سفر کند. ابتدا از بلوک شرق (کشورهای اروپای شرقی) شروع کرد و بعد با سفر به غرب ادامه داد. در 1949 به هلسینکی رفت، در 1951 در فستیوالی در فلورانس شرکت کرد، و در 1952 در جشنهای بزرگداشت بتهوون در آلمان شرقی حضور یافت. در 1953 به فرانسه رفت، در 1954 به انگلستان رفت، و سرانجام در 1954 اجازه یافت توری در ایالات متحد برگذار کند

از سال 1959 اویستراخ به بخت‌آزمایی در رهبری ارکستر پرداخت و هر چند در 1960 جایزه لنین را در این رشته کسب کرد، شهرتش و محبوبیتش در تکنوازی ویولن کارش را در رهبری تحت‌الشعاع گرفت و نتوانست در رهبری به عالی‌ترین درجات برسد. در سال 1967 دوستی جدید با پیانیست افسانه‌ای هم‌وطنش ریختر، آغازی شد به سالها همکاری این دو

سال 1968 شاهد جشنهای باشکوه شصتمین سالگرد ولادت ویولن‌نواز استثنایی بود. قسمتی از برنامه جشن به نوازندگی خود اویستراخ اختصاص داشت که در تالار بزرگ کنسرواتوار مسکو کنسرتوی محبوبش را اجرا کرد، ویولن کنسرتوی ر ماژور چایکوفسکی، با رهبری گنادی روژدستوینسکی. بسیاری از بهترین کارهای ارکستری ضبط شده اویستراخ با همین رهبر است. بعد از آن دیگر بی‌تردید در زمره بهترینهای جهان قرار گرفت، و تنها یاشا هایفتز از لیتوانی توانست با او برابری کند. شاید در تکنیک و صحیح نواختن بهتر از اویستراخ بود هایفتز، ولی در لطف و زیبایی اجرا(1) هرگز به اویستراخ نرسید

اما از سازهای اویستراخ، حدود ده سال استراد کنت دو فونتانای 1702 را می‌نواخت، تا در سال 1966 آن را با استراد مارسیک 1705 عوض کرد

اویستراخ در سال 1964 دچار اولین سکته قلبی شد و از آن جان به در برد. ولی آن گاه که در 1974 به آمستردام رفت تا با ارکستر این شهر دوره‌ای از آثار برامس را ضبط کند، حمله دوم امانش نداد، چشم بست بر جهان. بیست وچهارم اکتبر بود

آستروئید اویستراخ 42516 به افتخار داوید و ایگور نام‌گذاری شده است

اجرای زیبای اویستراخ را از کلردولون دبوسی ببینید، با همراهی پیانوی فریدا بائر که در 1962 ضبط شده است

توضیح (1) نظر شخصی است. در هیچ فیلمی ندیده‌ام و هیچ جا نشنیده‌ام لبخندی از هایفتز صادر شده باشد! در یک ویدیوی کوتاه هم که از یکی از مسترکلاسهایش باقی است بسیار بداخلاق است. من دوستش ندارم
سالها پیش در مجله گفت وگوی هارمونیک هم مطلبی منتشر شد در همین مورد از نویسنده جوان علی نوربخش، خواندنی است. قسمت اول و قسمت دوم آن را ببینید

1 نظر

Anonymous عرفان نوشته

باز هم مثل هميشه كيف كردم از قلمتان.خصوصا اين دفعه كه راجع به سمبل ويلن نوشته بوديد.اولين ويدئويي كه از اويستراخ ديدم 16 سالم بود.6 سال پيش.از همون موقع عاشقش شدم و هنوز هم برام حرف اول وآخرو ميزنه.
راستي جناب فاريا من ويدئوي كامل مستر كلاس هايفتز روديدم.خيلي هم بد اخلاق نيست!كم شوخي نمي كنه با شاگرداش. فكر كنم با ديدن اين ويدئو بعد از اين دوستش بداريد
ضمنا از خبر انتشار سي دي هاي اويستراخ هم ممنون. بهترين هديه سال نو بود

۱۵ اسفند ۱۳۸۷، ساعت ۸:۴۳  

ارسال یک نظر

خانه

Online dictionary at www.Answers.com
Concise information in one click

Tell me about: