دریا در من

آقای عبدالصمدی مرا که از صف بیرون زده بودم در برابر همه فلک کرد، دبستان خزائلی. کلاس کلاس نبود، تخته بند شکنجه بود انگار! حاج آقا بوذری هم در البرز دبیر فارسی بود، مداد لای انگشتهامان میگذاشت و فشار میداد. جای 911 خالی
این ترانه را به استاد گل، دکتر ابراهیم بنیاحمد که "جهان تربیت" اش بهشت کودکی من بود پیشکش میکنم. با این معلم خوب، درد چوب معلم بد از یادم رفت. با او بود که به شعر رسیدم. هر چه دارم از اوست
پیش از زمستان پنجاه وهفت شبی او را به تماشای فیلم سهراب شهیدثالث بردم، طبیعت بیجان. قصه سوزنبان پیری که ناخواسته بازنشسته میشود، در حقیقت حکایت زندگی استاد بود. در تاریکی سینما چهره مسیحاییاش را دیدم در باران گریه غرق شده بود
0 نظر
ارسال یک نظر
خانه