یکشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۵

عیسی مسیح

وقتی که آندرو لوید وبر و تیم رایس به سال 1970 اپرای راک عیسی مسیح را تصنیف کردند هرگز تصور نداشتند که این اثر به اثرگذارترین موزیکال قرن تبدیل می‌شود. این فکر نو که از اولین اپراهای راک بود و شاید بهترین آنها، سه سال بعد در لندن به روی صحنه تاتر رفت و نه ماهها که سالها روی صحنه ماند. بعد هم فیلمی بر اساس آن تهیه شد. قابل تصور است که کلیسا چه جنجالی راه انداخت و با تصویر کردن مسیح مهربان به آن شکل مخالفت کرد، که البته این مخالفت در دنیای متمدن ره به جایی نمی‌برد، سهل است، تماشاگرانی بیشتر را به سالن تاتر می‌کشاند

باری، دو قسمت از این اپرا را بشنوید. در قسمت اول، که اولین صحنه است پس از اورتور، یهودای اسخریوطی عیسی را مورد پرسش قرار می‌دهد، و در قسمتهای بعدی، مریم مجدلیه با آوازی تغزلی و زیبا سعی می‌کند مسیح را آرامش دهد

Andrew Lloyd Weber / Tim Rice
Jesus Christ, Superstar
A Rock Opera

Jesus Christ: Steve Balsamo
Judas Iscariot: Zubin Varla
Mary Magdolene: Joanna Ampil

Scene 1, Heaven on Their Minds, 0.99 Mb 4:13 Mins
Scene 4, Everything’s All Right, 1.07 Mb 4:33 Mins

3 نظر

Anonymous Nikray نوشته

salam, saleh no mobarak

۱ فروردین ۱۳۸۶، ساعت ۶:۵۷  
Anonymous ناشناس نوشته

پیغامی به کسی نمی رسد یا پیامبران مرده اند یا پرده



گوشها با طنین پیام پاره شده اند یا زبان مادری در معجزه



ای خدا گونه از ذهن ها زدوده شده اند. دیگر سرما بیداد



خود را به گرما سپرده است و گرما با اغوش باز از ان



استقبال کرده است . باران خود را به اسید اغشته است



تا دعا و نیایشی برای فرو ریختن خود نبیند میوه ها کرم



ها را برای مهمانی باشکوه به اعماق خود دعوت کرده اند



هوای تازه از پاکی خود شرمسار است سگان برای



بیگانگان دم می جنبانند و صاحبان مدال وفا را بر گردن گربه



ها زیبنده تر می بینند مرغان حق از روبهان کلاهبرداری



کرذه اند و گرگان همدیگر را دریده اند گاوان شیر در



رگهایشان و خون در پستانهاشان جاری کرده اند و شتر



مرغها جثه مرغ را بر خود برگزیده اند دریاها در رود ها



جاری شده اند و سدها خسته و شکسته شده اند



بلندترین فریادها و ضجه ها با خنده ها در امیخته شده اند



راهها در بین خود گم شده اند....



خسته در اینه می نگرم اینه سیاه است و من لبخند زنان



که هنوز این حقیقت زنده است.......



اندکی بعد اینه هم می شکند............



بدرود

۲۸ فروردین ۱۳۸۶، ساعت ۰:۱۱  
Anonymous ناشناس نوشته

پیغامی به کسی نمی رسد یا پیامبران مرده اند یا پرده



گوشها با طنین پیام پاره شده اند یا زبان مادری در معجزه



ای خدا گونه از ذهن ها زدوده شده اند. دیگر سرما بیداد



خود را به گرما سپرده است و گرما با اغوش باز از ان



استقبال کرده است . باران خود را به اسید اغشته است



تا دعا و نیایشی برای فرو ریختن خود نبیند میوه ها کرم



ها را برای مهمانی باشکوه به اعماق خود دعوت کرده اند



هوای تازه از پاکی خود شرمسار است سگان برای



بیگانگان دم می جنبانند و صاحبان مدال وفا را بر گردن گربه



ها زیبنده تر می بینند مرغان حق از روبهان کلاهبرداری



کرذه اند و گرگان همدیگر را دریده اند گاوان شیر در



رگهایشان و خون در پستانهاشان جاری کرده اند و شتر



مرغها جثه مرغ را بر خود برگزیده اند دریاها در رود ها



جاری شده اند و سدها خسته و شکسته شده اند



بلندترین فریادها و ضجه ها با خنده ها در امیخته شده اند



راهها در بین خود گم شده اند....



خسته در اینه می نگرم اینه سیاه است و من لبخند زنان



که هنوز این حقیقت زنده است.......



اندکی بعد اینه هم می شکند............



بدرود

كورش كوه درق از وبلاگ بازي هستي


http://koohdaragh.mihanblog.com/

۲۸ فروردین ۱۳۸۶، ساعت ۰:۱۴  

ارسال یک نظر

خانه

Online dictionary at www.Answers.com
Concise information in one click

Tell me about: