
اولین صفحههایی که خریدم هنوز به یاد دارم به روشنی، مثل این که دیروز بود آن پاییز سی و دو سال پیش! اولی سنفونی نهم بتهوون بود با رهبری استوکوفسکی، همان لئوپولد که گاهی شیاد سکوی رهبری خواندهاندش، ولی هر چه باشد تنظیمهایش از کارهای باخ برای ارکستر شاهکار است. دومی کنسرتوی بتهوون بود با اجرای استرن با همراهی فیلارمونیک نیویورک زیر باتون برنشتاین. تنها چیزی که بلد بودم، برادر بزرگ یکی از دوستان سپرده بود هر صفحهای با اجرای برنشتاین یا اورماندی دیدی بخر بی درنگ. اما سومی، یک رویش کنسرتوی می مینور مندلسون بود و روی دیگرش کنسرتوی لاماژور موتزارت، نمره پنج، یکی با اجرای داوید اویستراخ و دیگری با اجرای ایگور اویستراخ. روی جلدش تصویر یک جعبه مستطیلی با دو ویولن در آن. وه که چهار سال است دستی از سر عشق به صفحههایم نکشیدهام، ولی تصاویر روی جلد یکایکشان در ذهنم است هنوز
این همه مقدمه کردم تا بگویم چه سخت است پسران در سایه پدران قرار گیرند تا هرگز ندرخشند چنان که شایستهاند. نمونهاش این ایگور اویستراخ که هرگز از سایه پدرش نتوانست به در آید. تا بود داوید، صفحههایی منتشر میشد با اجرای هر دو یا ویولن ایگور و ویولای داوید یا ویولن ایگور و رهبری داوید. همین. داوید که رفت ایگور هم به محاق رفت
علیایحال، یک سیدی دیدم از اجراهایی از پدر و پسر، دو اتود-کاپریس از وینیافسکی را پسندیدم و گفتم قسمت کنم (کلیشههای جدید فارسی!) این پسند را با دوستان. بشنوید
Henryk Wieniawski
Etude-Caprices for two violins Op.18
No. 4 A Minor 390Kb 1:36 min
No. 5 E Major470Kb 1:55 min
Violins: David & Igor Oistrach
0 نظر
ارسال یک نظر
خانه