تمرین نوازندگی، نگاهی دیگر

باری، در این کتاب، منوهین هفتاد ساله به تعلیم ویولننوازی پرداخته، اما با نگاهی نو. نوازندگی را چون ورزشی دانسته که گرم کردنی جدی لازم دارد. تصورم این است که چند قسمت کوتاه از این کتاب میتواند جالب توجه ویولنیستها و علاقهمندان این ساز باشد. تصاویری از نرمشهای باور نکردنی منوهین در این سن هم در آلبومی گذاشتم برای دوستداران این نوازنده
در اوایل کتاب، بعد از چند نرمش تذکر میدهد: البته غذا هم باید خورد! من بیشتر دانههای غلات میخورم و میوه و ماست. در هتلها بیشتر ماهی سفارش میدهم و سالاد و سیب زمینی و سبزیجات و گاهی سوپ، اما، در چهار چیز امساک جدی دارم، مشروب الکلی، شکر، نان سفید و شیرینی... قبل از کنسرت یک موز و یک پرتقال واجب است
در جایی دیگر عطف توجه میکند به این که اکثر ویولنیستهای مطرح معاصر، کلیمیان روسیالاصل هستند، شاید به سبب زندگی اندوهبار و تاریک نسل گذشته که به مهاجرتهای جمعی وادارشان میکرد و فرزندان را به هنر و به خصوص موسیقی تشویق میکردند... پدر و مادرم من را هدیهای از بالا میخواندند
اما جالبترین قسمت شاید، فهرستی است از آنچه باید در جعبه ویولن همیشه همراه داشت، به گمان منوهین: ناخنگیر، سیم اضافه، کلیفون، قیچی، پارچه نرم و دستمال کاغذی، شانه، مداد، عکسهای فامیلی، و صدالبته سکههای شانس
تعریف منوهین از هنرمند آماتور هم ملح خاص خود دارد: دوست دارم آماتور باشم اگر طبق تعریف آماتور را کسی بدانیم که عاشق کارش است! همیشه چنین تصور کردهام که آدمها حرفهشان را دوست نمیدارند. پس من آماتورم و نه حرفهای
بیشترین تاکید منوهین در خطاب به مبتدیان، تمرین هر چه بیشتر صداهای آرام (پیانو) است. بارها تکرار میکند که صداهای قوی را خوب درآوردن از همه کس ساخته است، و آنچه بیشترین انرژی را میگیرد از ویولنیست، صداهای پیانو تا پیانیسیمو است
هر چه تورق میکنم در این کتاب، در هر صفحهای مطلبی باارزش (یا بامزه دستکم) میبینم، ولی تطویل مطلب از حوصله بلاگ خارج است. فکر میکنم چه خوب بود آنان که دستی به قلم دارند و علاقهای و حوصلهای دارند و وقت و جوانی، به جای برگرداندن روزمره و با شتاب مدخلهای کم مایه ویکیپدیا به اینگونه منابع گرانبها رو میآوردند
2 نظر
فاریای عزیز،وبلاگ زیبایی داری.امیدوارم موفق باشی.
It seems you visit my blog...
Thank you so much.
Zari
ارسال یک نظر
خانه