یکشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۵

کریسمس پارتی

ظهر شنبه، به روال هر سال، مهمانی کریسمس ساختمانمان بود

اما آنچه امسال برایم تازگی داشت، با خانمی از همسایه‌ها گپ می‌زدیم که اهل وینی‌پگ است و از معدود کاناداییهای نسل چندم و به روایتی کانادایی راستی. وقتی صحبت گرم شد و فهمید که از ایران هستیم، اول با بحث موسیقی شروع کرد، که در منزل دو دف دارد و نواختن آن را در یک آمورشگاه ایرانی یاد گرفته. و بعد ادامه داد که عاشق شعر و موسیقی ایران است و همه کنسرتهای ایرانی مثل سیما بینا و پریسا را دیده است. می‌گفت شعر ایرانی خود موسیقی است، و هر چند ترجمه‌های زیادی از عمرخیام و رومی (مولوی) خوانده، ولی حتی از شنیدن اصل فارسی شعر حافظ به عنوان موسیقی لذت می‌برد

بعدتر، وقتی همسایه‌ای که با گیتار و هارمونیکا کارولهای کریسمس می‌نواخت قدری باز ایستاد، ادامه داد که معلم رقص است، و رقص کردی را که عاشقانه دوست دارد در درسهایش گنجانده و درس می‌دهد

باری، می‌توانید تصور کنید که با شنیدن صحبتهای این بانوی نسبتا پا به سن گذاشته چه حال خوبی داشتم و دارم. غرور و افتخار حس کردم و از این کریسمس پارتی لذت بردم

در تصویر همسایه نوازنده را در کنار مدیر ساختمان که اهل یوگسلاوی است و بیشتر از دو متر قد دارد می‌بینید. هر وقت این مدیر ساختمان را می‌بینم، بی اختیار با سرایدارمان در شهرک اکباتان تهران مقایسه می‌کنم. شرح خدمات همان است، گیرم که اینجا عنوان این شغل مدیر باشد

1 نظر

Blogger Foad نوشته

Amoo jan, besiar ghoroor amiz bood, jeddan lezzat bordam, ey kash khode ma iraniha ham enghadr az dashtehaye khodemoon lezzat mibordim

۳ بهمن ۱۳۸۵ ه‍.ش.، ساعت ۹:۵۲  

ارسال یک نظر

خانه

Online dictionary at www.Answers.com
Concise information in one click

Tell me about: