جمعه، آبان ۱۲، ۱۳۸۵

خانواده فون تراپ

بی‌تردید، محبوب‌ترین فیلم تاریخ سینما، تا جایی که من دیده‌ام و خبر دارم، آوای موسیقی است که در دوران طلایی دوبله در ایران با اسم اشکها و لبخندها نمایش داده شد. سالها بود هر وقت این فیلم را می‌دیدم به فکر می‌رفتم که این هفت بچه کجا هستند و چه می‌کنند. کاملا اتفاقی بلاگی پیدا شد که همه اطلاعاتی که می‌خواستم دارد، و به بهترین نحو و کامل‌ترین شکل: بلاگ بادبادک

یکی از هیجان انگیزترین قسمتها برای من، شرح و تفسیر آنجلا کارترایت (بازیگر بریجیتا) است که در دوره دبستانم در سری تلویزیونی گم شده در فضا (کهکشان در دوبله فارسی) بازی می‌کرد و کمتر کسی آن را به خاطر دارد که دل به دلم دهد. در همین سری که از انواع فضایی بود، آدم مهربان ولی بدجنسی بود به اسم دکتر زاخاری اسمیت، تکیه کلامش به آدم آهنی همراه گروه بود که می‌گفت کله پوک آهنی بی مصرف! هنوز رواج تکیه‌های کلام در سریهای تلویزیونی چندان همه گیر نبود آن زمان، ولی گاهی در دبستان شنیده می‌شد

به علاقه‌مندان توصیه می‌کنم این بلاگ را ببینند. شرح مختصری از هر کدام از هفت بچه یا بهتر بگویم، هفت نفر همراه با حرفه و کار و بارشان در این بلاگ هست. بهترین قسمت، ویدیویی کوتاه است از گردهمایی کل گروه همراه با خانم ماریا یا در واقع جولی اندروز به مناسبت چهلمین سالگرد ساخت فیلم. و البته قسمتی هم هست که تصاویری از درگذشتگان فیلم دارد، از جمله کارگردان رابرت وایز، عمو ماکس، مادر آبس، خواهر برتا، و خانم اشمیت که خدمتکار خانه بود

یکی از قشنگ‌ترین ترانه های این فیلم گل یخ است که کاپیتان فون تراپ می‌خواند و بچه‌ها به او ملحق می‌شوند، با این دوبله فارسی

گل یخ، گل یخ
هر صبح بر من می‌خندی
کوچک و پاکیزه
بر من تو دل می‌بندی

ای گل یخ شکوفان شو
شکوفان همیشه
گل یخ، گل یخ
پایدار وطن همیشه

اصل انگلیسی ترانه را ببینید و بشنوید

The Sound of Music Original Sound Track
Edelweiss
video
در عکس بالا هفت بازیگر فیلم به همان ترتیبی ایستاده‌اند که در تصویری از فیلم که به دست دارند دیده می‌شود

2 نظر

Blogger Vida نوشته

وقتی این عکس رو دیدم این احساس به من دست داد که ما هم با این بچه‌ها بزرگ شدیم. بعضی از فیلمها و آوازها آنچنان به دل می‌نشیند که حس می‌کنی همیشه با من زندگی کرده‌اند. خاطره انگیزترین قسمت این فیلم برای من آنجاست که بچه‌ها از ترس رعد وبرق به اتاق پرستار جدید می‌روند و خانم ماریا برای آن که بچه‌ها را سرگرم کند مشغول بالش بازی و خواندن این ترانه می‌شود که... بینم در تنهایی نقشی از رؤیا، در خاطر می‌جویم دلخواه خود را، دستکش خوش رنگ و کفش زرین، آن چه اندامم را سازد زیبا

۱۵ آبان ۱۳۸۵ ه‍.ش.، ساعت ۲۰:۲۳  
Anonymous المیرا نوشته

باز هم سلام...شما آدم را اذیت می کنید:-)
...والله چون دوران کودکیمان در یک زمان بوده طبیعتا فضای خاص آن زمان را تقریبا همه ما بیاد می آوریم. آنجلا کارترایت را بخوبی یادم می آید، چرا که موهای بلندی داشتم که دوستان می گفتند به او شباهت دارد.همیشه هم آرزو می کردم که ای کاش همانطور که خواهرش نامزد دارد، برای او هم پسری پیدا شود در همان فضا(این آرزو البته می دانید که برای خودم بود) می مردم برای شخصیت دکتر اسمیت و دعواهایش با آدم آهنی کله پوک! اینجا کانالی داشتیم که این شوهای قدیمی را نشان می داد و من با علاقه به تماشای آن می نشستم.

۲۰ آبان ۱۳۸۵ ه‍.ش.، ساعت ۲۲:۳۳  

ارسال یک نظر

خانه

Online dictionary at www.Answers.com
Concise information in one click

Tell me about: